بررسي موسيقي فلامنکو(قسمت دوم )
موسيقي فلامنكو با بهرهگيري از آواز و صداي به هم خوردن دستها آغاز شد و بسيار بعد ((گيتار)) به آن پيوست و تنها درقرن حاضر بود كه صداي پاشنه كفش رقصندگان نيز به آن ضميمه شد
در واقع آلات اصلي و بنيادين فلامنكو اين سهعنصر هستند: آواز، گيتار، رقص. تقريبا تمامي ضرب آهنگها و استيلهاي فلامنكو ميتوانند با يا بدون رقص بيان شوند،همچنين رقصهايي بدون آواز يا آوازهايي تنها، بدون رقص و آهنگ.
شكلهاي موسيقي فلامنكو از آن زمان تا به حال تغيير نكردهاند، اما رقصي كه اكنون به نام رقص فلامنكو اجرا ميشود، در آن زمان وجود نداشت. حركت سريع پاها در آغاز قرن بيستم ابداع شد. اين رقص هم تا حد زيادي تحت تأثير شكلهاي باله كلاسيك است.
امروزه فلامنكو چهرههاي بسيار دارد. در فلامنكوي مدرن استفاده از آلات موسيقي الكترونيك، همچون گيتارهايالكترونيك عموميت يافتهاند (از گيتار برقي اولين بار ((كارلوس بناونت)) در موسيقي فلامنكو استفاده كرد)
همچنين از))كاخون)) كه سازي متعلق به كشور پروست و با تغييراتي اندك اولين بار ((پاكو دلوسيا)) و گروهش آن را مورد استفاده قراردادند (كاخون سازي كوبهايست متشكل از جعبهاي چوبي و توخالي كه نوازنده بر روي آن نشسته با دست به ديواره ميانپاهايش ضربه ميزند) اين آلت موسيقي به خوبي با فلامنكو عجين شده و جا افتاده است.
اين ساز داراي كوكي خاص وصدايي بم و متفاوت با ساير ادوات موسيقي است. ((فلامنكوي نو)) مختص گروههايي از جوانان است كه كمتر دغدغه حفظپاكي، خلوص و حفظ سنتهاي فلامنكو را دارند و بسيار مايل به تركيب فلامنكو با موسيقيهاي ديگرند.
به همين جهت ازسازهايي همچون ((ساكسيفون))، ((ويولونسل))، ((فلوت)) و ((ويلن))، ((سيتار)) و سازهاي كوبهيي همچون ((بونگو)) و ((كونگا))متداول در موسيقي آمريكاي جنوبي و نيز ((داربوكا)) و ((دخمبه)) سرخپوستان بهره ميگيرند.
استفاده از انواع جازها، سينتيسايزرها و گيتارهاي الكترونيك در اين نوع از فلامنكو كمتر متداول است. در اغلب موسيقيهاي غربي، ريتم نقش اصلي راداراست و اين ريتم در تاكيدهاي چهار مضرابي نمايانگر ميشود و اين فشار و تاكيد همزمان و منطبق بر ضربههاست.
در فلامنكو نيز ((ريتم)) نقشه اساسي دارد اما به شيوه خاص خود: يعني شمارشها ميتوانند تا دوازده مرتبه تكرار بشوند وهمين فشار و ضربهاي بي پايان توانايي تشكيل عبارتي ريتميك و اجراي قطعاتي حيرت آور را مييابند.
و با اين ساختارريتميك، دو نوازنده گيتار پياپي و به نوبت ميتوانند ريتمي را به يكديگر پيشنهاد نمايند، همانند يك ديالوگ و يا پرسش وپاسخ در خلال يك رشته از ضربآهنگهاي متغير.
در يك قطعه موسيقي فلامنكو، قسمتهايي ميتوانند فيالبداهه به اجرا درآيند، در بسياري مواقع آوازه خوان بر حسب ذوق خود قطعهاي آوازي اجرا ميكند كه فضايي مناسب را براي ساير عواملاجرا كننده آن موسيقي فلامنكو با سكوتهايي كه در خلال آواز به وجود ميآيد، فراهم ميآورد
در موسيقي غربي گرايشمعمول براي ختم يك تم، با يك ملودي همراه است در فلامنكو نيز همين طور، معذلك در اين موسيقي، ملوديها ميتوانند دريك روند ريتميك سريع نواخته شوند، مثلا يك ((كانته پرسولهآ)) ميتواند با ريتم سه چهارم نواخته شود، در فرازهايي كاملامجزا و به انواع مختلف و بعد باز به زير مجموعههايي از عبارتهاي تازه تقسيم ميشود.
همين پيچيدگي و تنوع ريتميك، مانع