تبليغاتX
همه چیز درباره فلامنکو

همه چیز درباره فلامنکو

هنر گیتار فلامنکو

بررسی ساز گیتار

گیتار به سازهای گروه کوردوفن Cordophones تعلق دارد ، از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکنند.
به هر حال گیتاری که به شکل امروزی میبینیم ، نتیجه تکامل آن در طی قرنهاست.


عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته استو عدهای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری Greek Assyrian Cithara که بوسیله رمیها به اسپانیا آورده سده گرفته شده است.
اما به نظر می رسد که جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی باشد که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد میشده که این صدا بوسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت میشده است.

از آنجائیکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد میکرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاهتر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده.

ازدیاد این سیمها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی Harp Arqueeگردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیمها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیمهایی به طول مساوی کار گذاشته شد.

یونانیها دو نوع لیر داشتند ، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا، کیتارا بوسیله رمیها تغییر شکل یافت و نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است .

بعدها رو می ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا ، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت.

در واقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید . این گیتار ها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند.
به تدریج در قرنهای چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسمهایی از قبیل : گیتارا ، گیترنه،گیترن Giteren( سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد.) و شیتارا معین شدند.


در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن ، با اسمهایی از قبیل: ویهوئلVihuelaا در اسپانیا و ویولا Viola در ایتالیا خوانده می شدند.
بعضی از این سازها با آرشهde arco ، بعضی با مضراب de penolaو بضی دیکر هم با انگشتde mano نواخته می شدند.
از ویهوئلای انگشتی ( ویهوئلا دمانو ) نوعی گیتار پدید آمد.


درطی قرنهای چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلا تغییرات قابل توجه ای بوجود آمد به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد شد و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار شدند.
در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند.
از آن پس گیتار بدنه ای بزرگتر و شکلی مدورتر به خود گرفت .


در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند de mano در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شدند.
ویوئلا (یعنی نوع اشرافی گیتار ) در اسپانیا به منزله لوت در سایر نقاط اروپا بود. در طی قرن شانزده گیتار در دربار فرانسه دوران اوجی را پشت سر گذاشت.

در آن زمان گیتار چهار کر (” Choeurs این کلمه معادل انگلیسی آن course است


، در اصل به معنی هم آهنگی و همسرائی است ولی در اینجا به معنی سیم های جفت که گاهی با اکتاو یکدیگر کوک میشده اند.به این ترتیب مثلاً گیتار پنج کر دارای ده سیم بود که دوتا دوتا با هم کوک میشدند”.) وجود داشته گر چه در اوایل قرن هفدهم گیتار چهار کر همراه با ویهوئلا جای خود را به گیتار پنج کر دادند.


ظاهراً در قرن شانزدهم میلادی بود که گیتار پنج کر در اسپانیا ظهور کرد.در اوایل قرن هفده گیتار پنج کر در اسپانیا طرفداران زیادی داشت و در کشورهایی چون فرانسه و ایتالیا نیز رواج یافت.


در این عصر، گیتار در اسپانیا سازی مردمی بود در صورتی که در ایتالیا تا حد بسیار زیادی یک ساز اشرافی به شمار می آمد.در نیمه قرن هجده هنوز هم گیتار پنج کر ساخته میشد ولی کمیت آن رو به کاستی میرفت.ضمناً گیتارهای این دوره اندک تفاوتی با گیتارهای قرن هفده داشتند.


سالهای 1770 و 1780 گیتار پنج کر جای خود را به گیتار شش کر تغییر داد و در فرانسه و ایتالیا گیتار با سیمهای ساده جای گیتار با سیمهای جفتی را گرفت .در فاصله سالهای 1770 تا 1850 روی ساختمان آن تجربیات فراوانی به عمل آمدو عاقبت تمام این کارها منجر به خلق گیتار مدرن گردید.در سال 1780 ،گیتار شش کر به اسپانیا معرفی گردید و بسیار رواج پیدا کرد.


اسپانیاییها در فنون ساختن این ساز به طور چشمگیری پیشرفت کردند.
بیشتر این نوع گیتارها در اسپانیا از جنوب گشور آمده بودند.شهر کدیز که در نزدیکی سویا واقع شده بود، مرکز عمده تولید گیتار محسوب میشد. در ضمن گیتارهای ساخت ای دو شهر (کدیز و سویا ) بسیار پر نقش و نگار بودند.
پرتغالیها نیز در ساختن گیتارهای شش کر رهروی اسپانیایی ها بودند.


اسپانیایی ها مثل پرتغالی ها سالهای زیادی پس از باب شدن گیتار با شش سیم ساده همچنان گیتار شش کر را ترجیح میدادند.


البته این کار ناشی از بی اطلاعی آنها نبود. در حقیقت مردم این دو کشور کاملاً در جریان تغییر و تحولات گیتار شش سیم تکی در سایر نقاط اروپا بودند و لیکن اسپانیاییها از توانایی گیتار شش کر در همراهی آوازهای اندلسیایی و رقصهای آن کاملاً مطلع بودند و به این خاطر مدتهای مدیدی پس از باب شدن گیتار شش سیم تکی همچنان از گیتار شش کر استفاده میکردند.
اواخر قرن هجده و اوایل قرن نوزده دورا تحول گیتار محسوب میشود و فرانسویها و ایتالیایی ها در امر تبدیل گیتار به یک ساز شش سیم ساده و نیز تدوین کوک مدرنپیشگام بودند.


در طی این سالها گیتار با شش سیم ساده نسبتاً شکل استانداردی پیدا کرد و نیز همراه با رایج شدن سیمهای تک،خرک گیتار نیز تغییراتی یافت به صورتی که سیمها به آن گره میخوردند.ترقی چشمگیر گیتار در اوایل قرن نوزده یکی از نمات برجسته تاریخ آن است

گیتارهای ساخت آنتونیو د تورس خواردوی اسپانیایی (Antonio de Torres Jurdo) 1892-1817شباهتهای کامل خود را به گیتارهای امروزی نشان میدهند.


تورس مشهور ترین و پیشروترین گیتار ساز جهان به شمار می آید.
از تحولات بعدی که در گیتار بوجود آمد، نایلومی کردن سیمهای گیتار است.نخستین سیمهای نایلونی، ساخت کارگاه سیم سازی آلبرت آگوستین (Albert Augustine)بود.


قبل از این سیمهای زیر گیتار همه از جنس روده (زه) و سیمهای باس آن از جنس ابریشم نتابیده بوده که نوار فلزی به دور آن می پیچیدند.
این نوع سیمها اشکالات قابل ملاحظه ای داشتند. ازجمله اشکالات آنها میتوان به آسانی از کوک خارج شدن آنها،مقاومت کم و عدم یکنواختی ضخامت آنها بود که ارتعاشهای غلطی را به دنبال داشت.


همانطور که معرفی و ساخت گیتار مدرن را به تورس نسبت میدهند، عامل غنای موسیقایی و فنی این ساز را نیز عموماً به فرانسیسکو د آسیس تارگا ایکسیا (Francisci de Asis Tarrega Eixea 1852-1990)نسبت میدهند.

تارگا نوازنده بزرگی بود که اصول تکنیکی محکمی این ساز پایه گذاری کرد و اما تحول وسیع این ساز


را بیشتر مرهون فرناندو سور (Fernandi Sor) ودیونیزیو آگوادو که هر دو اسپانیایی هستند میدانند.
در واقع اسپانیا تنها کشوری بود که پس از رواج یافتن گیتار،مردم آن دیگر هرگز از آن دل نکندند.


با اینکه سلیقه اشرافیت اسپانیا دائم در حال تغییر بود ولی مردم عادی برای همراهی رقص و آواز خود کماکان از گیتار بهره می جستند.
در حقیقت اسپانیا کشوری بود که میتوان گفت گیتار در آن ساز ملی به شمار می رفت و گیتار همچنان به عنوان یک عنصر اصلی زندگی باقی ماند.


دیدرو دالامبر صاحبان دائره المعارف در سال 1751 که هر دو از ادبا و نویسندگان بزگ فرانسه به شمار می روند،در دائره المعارف خود در مورد گیتار چنین اظهار داشته اند:


“صدای این ساز به حدی دلنشین است که برای تمام لطافتهای آن باید مطلقاً سکت بود … بایستی با آن تکنوازی یا با صدای سازی از نوع خودش همراهی کرد …”


منبع:هنر مرموز فلامنکو - نگار نيک اندام مقدم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 20:15  توسط عباس  | 

Manitas de plata

در مارس 1964 , شبي پس از يك مراسم گاو بازي در آرلز, پيكاسو يك كولي متولد شده در جنوب فرانسه را در حال نواختن گيتار ديد و اعلام كرد آن مرد برتر از آن است كه من هستم. آن كولي ريچارد بالياردو بود كه بعدها نزد دوستان و خانواده خود عنوان مانيتاس دوپلاتا (Manitas de plata - مردي با دستان نقره اي) مشهور گرديد.

 


 او در سال 1921 در يك كاروان در  Séteمتولد شد و رشد نمود. هر سال وقتي كولي ها به زيارت سن مري مي رفتند او كه به كناري ايستاده بود بر جسته تر از ديگران مينمود اما هيچ كس- حتي خود بالياردو- تصور نميكرد كه وي جانشين سلطان موسيقي كولي ها جنگو راينهارت باشد.



 


در آن هنگام جنگو زنده بود و تا مدتها پس ار مرگ هم با ارشديت و احترامي كه در دنياي كولي داشت جايگاهش بلا تصدي ماند و تقريبا ده سال پس از آن بود كه مانيتاس موافقت كرد تا در مجالس عمومي بنوازد. يك ضبط اوليه كه بودن اجازه او انجام شده بود موجب گرديد تا نامه اي از ژان كوكتو دريافت كند.


نامه اي كه ضمن آن مانيتاس (( آفريدگار موسيقي)) ناميده شده بود. نمايشگاه عكسهاي دوست او لوسين كلرگو در نيويورك موجب شد تا دوران هنري مانيتاس قطعي گردد.



 


 در اين نمايشگاه يكي از تحسين كنندگان امريكايي از روي يكي از عكسها او را شناخت و نهايت تلاش خود را به عمل آورد تا او را متقاعد كند كه چند برنامه ضبط نمايد. بالاخره مانيتاس پذيرفت و در نتيجه سيلي از مديران اجرايي برنامه هاي هنري به سويش روانه شد كه يكي از آنها قرار دادي براي اجراي سه كنسرت در (كارنگي هال نيويورك) به همراه داشت در نيويورك اين كولي بي سواد كه در طول زندگي حتي يك نت موسيقي نخوانده بود رفت تا دنيا را تسخير كند.


 از آن زمان مانيتاس در تمامي 5 قاره جهان و در مقابل بزرگترين زنان و مردان روزگار نوازندگي كرده با بزرگترين ستارگان سينما - تياتر و واريته هاي مشهور روابط دوستانه اي بر قرار نموده , و در نيويورك مراسم جشن سالانه اعلاميه حقوق بشر سازمان ملل نمايندگي اروپا را به عهده داشته است.


 مراسمي كه در آن سالوادوردالي نيز حضور داشت و ميخواست ببيند كه اين كولي كاتالاني ( يك كاتالاني همچون خودش) چگونه كاتالان را به ملل متحد معرفي ميكند. اين كولي كاتالاني را كه در جواني براي گذراندن زندگي گدايي ميكرد و اكنون در بزرگترين پايتخت هاي جهان - در جشن هاي بزرگ نيكوكارانه - نقش عمده اي را بر عهده گرفت. مانيتاس از سال 1967 روس كره خاكي در حال سفر بوده است , با همراهي گروه بزرگي از مردمش و يا گروه كوچكي از دوستان و خانواده. موسيقي براي او زندگي است.



 


او هنرمند بي خزاني است كه بر بزرگترين صحنه هاي جهان گام نهاده, نه با بي ميلي كه با اشتياق نفوذ به درون جمعيت انبوه شنوندگان ( همانند جمعيت 7000 نفري در آلبرت هال لندن), براي نواختن در پاي دختر جوان زيبايي كه از دور در نظر گرفته, براي كودك تماشاگري كه بيتابي ميكند يا براي افليجي كه در انتهاي تالار بروي ويلچر نشسته است.


مانيتاس ضبط هاي بي شماري ارائه كرده است كه هريك واقعه شگفت انگيزي است حتي براي كساني كه او را به خوبي ميشناسند زبان بين المللي انگشتان هنرمند او به وي اجازه داده اند كه از هر مرزي عبور كند و به امريكا, نيوزلند, ايتاليا, سوئد, فنلاند, بلغارستان, اسرائيل, سنگاپور, برلن, لندن, مونترال و ...برود.


منيع : موسيقی به سبک اسپانيا از محسن عنقابی

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 3:3  توسط عباس  |